تبليغاتX
اشــک خــونیـن

اشــک خــونیـن

دنــیای فــــرامــوش شــدگان

 

خدایا منو به عشقم برسون

از تو گذشتن سخته .. با تو نبودن درده

واسه من ....

زنده بودنم مرگه .. بدون تو و عشقت

واسه من ...

وجود من مال تو ... قلب تو هم مال من

عزیزم ...

*****

رفتن تو مرگ منه ... دستای تو ٫ تو دستمه ..

نگو که باید جدا شیم ... نبود تو نبودمه ...

بدون تو کم میارم .. تا پای جون دوستت دارم ...

اگه تو از من جدا شی ... امید موندن ندارم ...

*****

واسه با تو بودن زندگیمو باختم ... یه کلبه ای از عشق

واسه ی تو ساختم من ...

عاشق تو بودم .. عاشق تو هستم ...درای دلم رو

رو به همه بستم من ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 خرداد1387ساعت 10 بعد از ظهر  توسط دریا  | 

 

سازنده‌ترين کلمه((گذشت)) است...آن را تمرين کن.


اصلی‌ترين کلمه((اعتماد)) است...به آن اعتماد کن.


پرمعنی‌ترين کلمه((ما)) است...آن را به کار بر.


دوستانه‌ترين کلمه((رفاقت)) است...از آن سو استفاده نکن.


عميق‌ترين کلمه((
عشق)) است...به آن ارج بده.


زيباترين کلمه((راستی)) است...با آن روراست باش.


بی رحم‌ترين کلمه((تنفر)) است...با آن بازی نکن.


زشت‌ترين کلمه((تمسخر)) است... دوست داری با تو چنين شود؟؟


خودخواهانه‌ترين کلمه((
من)) است...از آن حذر کن.


موقرترين کلمه((احترام)) است...برايش ارزش قايل شو.


نا پايدارترين کلمه((خشم)) است...آن را فرو بر.


آرامترين کلمه((آرامش)) است...به آن برس.


بازدارنده‌ترين کلمه((ترس)) است...با آن مقابله کن.


عاقلانه‌ترين کلمه((احتياط )) است...حواست را جمع کن.


با نشاط‌ترين کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز.


دست و پا گير‌ترين کلمه((محدوديت)) است...اجازه نده مانع پيشرفتت شود.


پوچ‌ترين کلمه((طمع)) است...آن را بکش.


سخت‌ترين کلمه ((غير ممکن)) است...وجود ندارد.


سازنده‌ترين کلمه((صبر)) است...برای داشتنش دعا کن.


مخرب‌ترين کلمه((شتابزدگی)) است...مواظب پل‌های پشت سرت باش.


روشن‌ترين کلمه((
اميد)) است...به آن اميدوار باش.


تاريک‌ترين کلمه((نادانی)) است...آن را با نور علم روشن کن.


ضعيف‌ترين کلمه((حسرت)) است...آن را نخور.


کشنده‌ترين کلمه((اضطراب)) است...آن را ناديده بگير.


تواناترين کلمه((دانش)) است...آن را فرا گير.


صبورترين کلمه((انتظار)) است...منتظرش بمان.


محکم‌ترين کلمه ((پشتکار)) است...آن را داشته باش.


با ارزش‌ترين کلمه((بخشش)) است...سعی خود را بکن.


سمی‌ترين کلمه((شانس)) است...به اميد آن نباش.


قشنگ‌ترين کلمه((خوشرويی)) است...راز زيبايی در آن نهفته است.


لطيف‌ترين کلمه((لبخند)) است...آن را حفظ کن.


رساترين کلمه((وفاداری)) است...بدان که جمع هميشه بهتر از يک فرد بودن

است.


ضروری‌ترين کلمه((تفاهم)) است...آن را ايجاد کن.


محرک‌ترين کلمه((هدفمن
دی)) است...زندگی بدون آن پوچ است.


سالم‌ترين کلمه((سلامتی)) است...به آن اهميت بده.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 2 قبل از ظهر  توسط دریا  | 

 

می میرم برات

نمی دونستی می میرم بی تو ، بدون چشات

رفتی از برم

می دونستی که دلم وصل به ساز صدات

آرزومه که نمی دونستی که من می میرم برات

می میرم برات

 

عاشقم هنوز

نمی خوام که بمونی ، بسوزی به ساز دلم

گفتی من میرم

نمی تونستی بری به فرداها گل خوشگلم

برو راهی نیست تا فرداها ، یار خوشگلم

بمون با دلم

 

سفرت به خیر

اگه میری از اینجا ، تک و تنها به یه شهر دور

برو که رفتن بدون ما میرسه به یه دنیا نور

به یه دنیا نور

 

سفرت به خیر

برو گر شکستی  ز من  بتونی ، دوباره بساز

با دلی شکسته و نا امید ، تو بازم بساز

تو بازم بساز

 

نمی خوام بیای

نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی

نمی خوام ازت

نمی خوام مثه یه شمع بسوزی برام تو حروم بشی

برو تا تو بزرگی که میخوام فقط آرزوم بشی

آرزوم بشی...!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت 10 بعد از ظهر  توسط دریا  | 

 

 

ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته

 

ای های وهوی دنیا امشب دلم گرفته

 

یک سینه غرق مستی دارد هوای باران

 

از این خراب دنیا امشب دم گرفته

 

امشب خیال دارم تا صبح گریه کنم

 

شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته

 

خون دل شکسته بر دیدگان تشنه

 

باید شود هویدا امشب دلم گرفته

 

گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است

 

فردا به چشم اما امشب دلم گرفته

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 فروردین1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط دریا  | 

 

واسه پر کشیدن من خواستی آسمون نباشی
حالا پرپر میزنم تا همیشه آسوده باشی
دیگه نه غروب پاییز رو تن لخت خیابون
نه بیاد تو نشستن زیر قطره های بارون
واسه من فرقی نداره وقتی آخرش همینه
وقتی دلتنگی این خاک توی لحظه هام می شینه
تو میری شاید که فردا رنگ بهتری بیاره
ابر دلگیر گذشته آخرش یه روز بباره
ولی من می مونم اینجا با دلی که دیگه تنگه
می دونم هر جا که باشم آسمون همین یه رنگه

hamtaraneh.com
 
 
 به هیچ کس اعتماد نکن دخترک
به هیچ کس راز دل نگو دخترک
به هیچ کس نگو که دل بسته ام به تو
به هیچ کس نگو که عاشقش شدی
نه، نه ،نگو
نه، نه، به هیچ کس اعتماد نکن
به هیچ کس نگو که یک شبی کنار پنجره گریه کردی از خاطرش
به هیچ کس نگو که از دیدنش سرعت قلبت از ثانیه جلو می زند
به هیچ کس نگو که روزها گذشت و پیر شدی در انتظار دیدنش
به هیچ کس نگو به هر دری زدی برای باز دوباره دیدنش
به هیچ کس نگو حتی کسی که چتر شد زیر باران برای تو
به هیچ کس نگو حتی کسی که گفت عاشقت شده است
به هیچ کس نگو حتی کسی که نیمه شب برای تو شعر گفته است
به هیچ کس نگو حتی کسی که گفت از بی اعتناییت دلم شکسته است
شک نکن او روزی با تمام عشق رها می کند تو را
نه نه کسی به احساس پاک تو که مثل یک گل شکفته است توجهی نمی کند
آری گل تازه شگفته ات به دست عابران چیده می شود
یا که زیر پایشان مثل یک علف لهیده می شود
دیدی که گفتم به هیچ کس اعتماد نکن
 
پس اگر اعتماد کردی و عاشقش شدی و قلب تو شکست گلایه ای نکن¨
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 12 فروردین1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط دریا  | 

اشــــک خــونیـــن

گر عشق بورزید می گویند که سبک مغزید...

اگر شاد باشید می گویند که ساده لوح وپیش پا افتاده اید....

اگر سخاوتمند و نوعدوست باشید می گویند که مشکوکید...

اگر گناهان دیگران را ببخشید می گویند ضعیف هستید...

اگر اطمینان کنید می گویند که احمقید...

اگر تلاش کنید که جمع این صفات را در خود گرد آورید٬

مردم تردید نخواهند کرد که شیاد و حقه  بازيد       

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 فروردین1387ساعت 8 بعد از ظهر  توسط دریا  | 

راز دل پــری تنــــــــها

 

 

تو را با اشك خون از ديده بيرون راندم آخر هم

 

كه تا در جام قلب ديگري ريزي شراب آرزوها را

 

به زلف ديگري آويزي آن گلهاي صحرا را

 

مگو با من، مگو ديگر، مگو از هستي و مستي

 

من آن خود رو گياه وحشي صحراي اندوهم

 

اشـــک خون

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 فروردین1387ساعت 7 بعد از ظهر  توسط دریا  | 

 

     

                           مثل لحظه ای که من در آن لحظه برای تو اشک میریختم

                         و با صدایم به تو آرامش میدادم با همان آرامش عاشقانه ات 

                                                       مرا دوست داشته باش....

 

 

  ابر می پیچید به پای نور 


  نور می تابد به چشم ابر


  پیچک لرزان 


  می کشاند خویش
   تا سر دیوار


  نور می خندد 
  با غم ِ پیچک


  لیک خاموش است

 
  همچنان دیوار


  ابر می پیچد به پای نور


  من به خود می پیچم از اندوه 

 

سایه ی دیوارمی گرید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 فروردین1387ساعت 10 بعد از ظهر  توسط دریا  | 

 

عید نوروز این عید باستانی و

۱۰۰ ٪ ایرانی

رو به همه ایرانی ها یه عالمه تبریک می گم

نوروز ۸۷ خیلی خیلی مبارک باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 6 بعد از ظهر  توسط دریا  | 

 

 

تو نوشتي

 

خواندم

 

مي نوشتم از تو

 

اما

 

         نا اميد از خواندن تو

 

اشتباه مي كردم

 

سطر به سطر

 

        تو مرا مي خواندي

 

تو صدايم كردي

 

پيدايم كردي

 

من كجا گم بودم

 

                كه تو پيدايم كردي؟

 

شب دوباره آمد

 

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ

 

مي نويسم اينبار

 

          كاغذم بوي تو دارد انگار

 

مي نويسم نامت

 

مي نويسم حرفت

 

          كه دلاويز ترين شعر جهان مي ماند

 

تو خبر داري، من به يادت هرشب

 

شعرها مي بافم

 

منتظر مي مانم

 

                 آرزوها دارم

 

تو زمن دوري

 

اين را خوب مي دانم

 

راه بسيار است ميان من و تو

 

دل من اما

 

               مطمئن مي كوبد

 

دوستم داري را

 

             تو چه زيبا گفتي

 

دوستت دارم را

 

به تو هر شب گفتم

 

تو مرا باور كن

 

     دوستت دارم را باور كن.

 

بهار را باور کن

 

maxman.blogfa.com...saber_love_682000@yahoo.com

 

تقدیم به تو ...

ارزش يک کلام پر از محبت رو وقتي مي فهمي، که لبخند رو، روي لباي عزيزانت تماشا مي کني.

در حيرتم از مرام اين مردم پست
اين طايفه زنده کش مرده پرست
تا هست به ذلت بکشندش ز جفا
تا مرد به عزت ببرندش سر دست

بودن را انديشه کرده ايم اما چگونه بودن را نه و آنان که بر آگاهي خويش باور دارند مي دانند که چگونه بايد بود.

اگر بدانيد که همه چيز در تغيير است به هيچ چيز دل نمي بنديد

گفتند: نفس بسيار حيله گر است – گفتم: به چنگش خواهم آورد. به چنگش آوردم. لبخند رضايتي بر لبانم نشست. نيك نگريستم، نفس از چنگم گريخته و بر لبانم نشسته بود


اساس زندگی بر ۱۰ چیز استوار است: اول محبت و ۹ تای دیگش هم گذشت

افتادن در گل و لاي ننگ نيست ننگ در اين است كه همان جا بماني

اگه دنبال دوتا خرگوش بدویی هیچ کدومو نمی گیری!

عشق مانند هوا در همه جا جاریست. تو نفسهایت را قدری جانانه بکش

زندگي شهد گل است زنبور زمان مي مكدش آنچه مي ماند عسل خاطره است

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 7 بعد از ظهر  توسط دریا  | 

 

وقتی که خاکم می کنند بهش بگین پیشم نیاد

بگین که رفت مسافرت بگین شماره ای نداد

 یه جور بگین که اخرش از حرفاتون هول نکنه 

طاقت ندارم ببینم به قبر من نگاه کنه 

دونه به دونه عکسامو بردارید اتیش بزنید  

هر چی که خاطره دارم برید و از بیخ بزنید 

نذارید از اسم منم یه کلمه جا بمونه 

نمی خوام هیچ وقت تنمو تو گورم بلرزونه 

برو اتیش به قلب من نزن 

بذار نگاهت از یادم بره 

بذار واسه همیشه قلب من 

چال بشه با من کلی خاطره

برو نمی خوام ببینی خونه من خالی شده 

همدم من به جای تو ریگای پوشالی شده 

اون که می گفت میمرد واست دیدی راست راسی مرد 

رفت و همه خاطرشم به خاطرت برداشت و برد 

بهش بگین نشست به پات بهش بگین نیومدی 

بگین هنوز دوست داره با اینکه قیدشو زدی 

نشونی قبر منو بهش ندین خوب میدونم 

میاد جای همیشگی سر قرار تو رود خونه 

 

+ نوشته شده در  جمعه 10 اسفند1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط دریا  | 

کاش ...!

خيلي حرف واسه زدن دارم ولي همه حرفي رو نميشه زد.

كاش هنوز بچه بوديم، كاش ميتونستيم مثل بچه ها حرف دلمون و به

زبون بياريم ، بدون هيچ ترس و واهمه اي از عواقب كارمون.

كاش بزرگ نمي شديم و زشتيهاي دنيا را نمي ديديم.

كاش همه خوب بودن و هيچ بدي در عالم وجود نداشت.

كاش مي دانستيم در كجاي اين دنياي بيكران قرار داريم و چه تاثيري بايد

 در خلقت بذاريم و كي اين دنياي فاني را ترك ميكنيم.

كاش مردم قدر همديگر را ميدونستن.

كاش تا وقت داريم به هم محبت ميكرديم  .

كاش ميفهميديم خيلي زود دير مي شود.

كاش . . . 

+ نوشته شده در  جمعه 3 اسفند1386ساعت 0 قبل از ظهر  توسط دریا  | 

 غرور من مهم نبود شکستنم مهم نبود

دل بستنم مهم نبود بی کسی ام مهم نبود آشفتگی ام مهم نبود

اشکها و گریه های شبانه ام مهم نبود دلتنگیهای مرگ اور هم مهم نبود

سرزنشها مهم نبود گلایه ها مهم نبود ندیدنها مهم نبود غریبی هم مهم نبود

روزهایی که رنگ شب شدند و شبهایی که در سیاهی خود گم شدند مهم نبود

مرگ لحظه ها مهم نبود بی تو پرپرزدنم مهم نبود  حتی رویاهایم مهم نبود

بی تو ماندنم مهم نبود تنها چیزی که در این میان مهم بود تو بودی

مهم تو بودی

نگاهت در نگاهم نقش بسته

گل رویت به چشمانم نشسته

بده رخصت ببوسم دستت ای دوست

که زنجیر غم از پایم گسسته

دوچشمانت دو خورشید سیاه است

لبانت ارزومند گناه است

چگونه  از تو پوشم چشم وقتی

تمام زره های من نگاه است

     

خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... .....خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت

 love 

امشب در خلوت تنهایی ام آهسته بی تو گریستم

کاش صدای هق هق گریه ام را باد به تو می رساند...

تا بدانی که بی تو چه میکشم
کاش قاصدک به تو می گفت که در غیاب تو
رودی از اشک به راه انداخته ام....
و کاش پرنده ی سوخته بال عاشق از جانب من
به تو این پیغام را می رساند که

امید و آرزوهایم بی تو آهسته آهسته
در حال فرو ریختن است.

+ نوشته شده در  جمعه 30 آذر1386ساعت 9 بعد از ظهر  توسط دریا  | 

 
 
 
زندگي مثل نم نم بارون تو يه هواي پاك

مثل يه نگاه پر از رمز ورازه

زندگي مثل شبنم به روي برگه

مثل راستي تو نگاه

زندگي مثل عشق لطیف و نازه

مثل يه اتاق پر از كتابه

زندگي مثل يه نوشته بر روي ديواره

مثل تولد كودك پر نشاط

زندگي مثل انار تو لحاف

مثل يه گلدون پر احساس

زندگي مثل يه سايه درازه

مثل يه طاقچه در انتظاره

زندگي مثل يه سكوت پر از سوال

مثل يه واگن تو راه؟
 
 
 
 
زندگی به مرگ گفت : چرا آمدن تو رفتن من است ؟ چرا خنده ی تو گریه ی من است ؟ مرگ حرفی نزد!!! زندگی دوباره گفت : من با آمدنم خنده می آورم و تو گریه من با بودنم زندگی می بخشم و تو نیستی مرگ ساکت بود زندگی گفت : رابطه ی من و تو چه احمقانه است !!! زنده کجا ، گور کجا ؟ دخمه کجا ، نور کجا ؟ غصه کجا ، سور کجا ؟ اما مرگ تنها گوش می داد زندگی فریاد زد : دیوانه ، لااقل بگو چرا محکوم به مرگم ؟؟؟ و مرگ آرام گفت : تا بفهمی که تو و دیوانگی و عشق و حسرت چه بیهوده اید
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آبان1386ساعت 9 بعد از ظهر  توسط دریا  | 

 

 

یه روزی قدرمو میدونی که دیره

روزی که کسی سراغت نمیگیره

یه روزی میدونی من کیه وچی بودم

روزی که از نبودنم غصه ات میگیره

باشه خوبم از کنارت ساده میرم

با وجود این که میدونم ممیرم

به خدا قدرمو میدونی یه روزی

روزی که از تو جدا میشه مسیرم

قدرم میدونی یه روز یادم میفتی شب وروز

صدام تو گوشت می پیچه مثل یه آه سینه سوز

 حسرت یک لحظه نگاه دل تنگ میشی بد جور برام

آن روزه دور نیست به خدا حتی به خوابت نمی یاد

 یه روزی قدرمو میدونی که دیره

اسم من از توی لحظه هات نمیره

دیگه نیستم اون شبای پر ستاره

وقتی دلت بهونمو می گیره

 اما اون روزا و خدا کنه نباشه

 نشنوم از رفتن من غصه داری 

 من میبینم اون شبایی رو که دیگه

 واسه گریه شونه هامو کم می یاری

                               قدرمو میدونی یه روز    

  

 

اگه کسی ديوونت بود ... عاشقش باش

اگه عاشقت بود ... دوستش داشته باش

اگه دوستت داشت ... بهش علاقه نشون بده

اگه بهت علاقه نشون داد ... فقط يه لبخند بزن

اينطوری وقتی هميشه ازش يه پله عقب تر باشی

اگه يه وقت خسته شد و يه پله جا موند

تازه می شيد مثل هم

 ۳۰ شهریور تولد دخترعمو یا بهتر بگم دوست بسیار عزیز و صمیمی من هست پرنیا جون تولدتو بهت تبریک می گم امیدوارم که همیشه در زندگیت موفق باشی و پله های ترقی رو طی بکشی و به یه جایی برسی و تو این دنیا هر چی از خدا خواستی بهت بده

بازم تبریک پرنیا جان

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 شهریور1386ساعت 6 بعد از ظهر  توسط دریا  |